درخواست و مشکلات مدیریتی خود را با مشاوران آقای مدیر در میان بگذارید

تدوین طرح کسب و کار،ارائه راهکارهای مدیریتی،بررسی نقاط قوت و ضعف سازمانها



درخواست مشاوره مدیریت

نقش هیأت مدیره شرکت‌ها در مدیریت ریسک در عرصه سازمان

معرفی

به دنبال بحران اعتباری سال 2007 درسال 2008 و در نتیجه این بحران مالی در سطح بین‌الملل منجر به شنیدن صدای خرد شدنچرخ‌های اقتصادی کشورها و خانوارها بصورت کامل در زیر بار فشار اقتصادی حاکم براقتصاد سراسر جهان گردید که به تبع آن همزمان با ایجاد بحران و تبعات ناشی از آنمباحث متعدد و بصورتی گسترده در محافل عمومی و جوامع حرفه‌ای در بخش اقتصاد، درخصوصحوزه حاکمیت شرکت‌های بزرگ با موضوعیت مدیریت ریسک مطرح گردید. بطوریکه فدراسیونبین‌المللی حسابداری (IFAC) در اینارتباط به موضوع بحران مالی با این عبارت اشاره می‌نماید که "بحران مالی کهدر سال‌های اخیر دنده‌های اقتصاد را در زیر چرخ‌های خود خرد نموده است لذا از اینرخداد می‌بایست درس‌هایی را آموخت که اهم آن عبارتند از":

الف) آنچه بهعنوان یک موضوع مهم و برجسته ناشی از کالبدشکافی بحران مطرح می‌باشد این است که دربرخی از سازمان‌ها به ویژه مؤسسات مالی شیوه‌ها و ساختارهای کنترل داخلی و مدیریتریسک در آن‌ها بصورت ناقص اجرا شده و یا عملاً شیوه‌های کنترلی بکار گرفته شده درآن‌ها بی‌اثر بوده است.

ب) عامل مهم دومدر بحران مذکور که دامنه گسترده‌تری داشته است به عنوان یکی دیگر از عوامل ایجادبحران مربوط به تمرکز بیش از حد سازمان‌ها به اعمال کنترل‌ نسبت به گزارشات مالیخود در دوره‌های قبل از بحران بوده است.

در این گزارش بیشتر بر این موضوعاستدلال شده است که به عنوان یک نتیجه غالب این موضوع است که فرآیندهای نظارتیزمان رسیدگی و حوزه مورد رسیدگی برای شناسایی ریسک‌های تحقق یافته صرف نگردیده استو غالب خطرات تحقق یافته در این فرآیند در مواردی به غیر از موارد مرتبط با ریسک‌هایگزارشگری مالی بوده است یعنی اینکه ریسک‌های تحقق یافته ناشی از عملیات اجرایی درشرایط خاص بوده است. بنابراین این موضوعی تعجب‌آور نیست که در بسیاری از گزارشات منتشرهکه در ارتباط با بررسی حوادث سال‌های 2007 و 2008 (بحران مالی) صورت پذیرفته استاین نتیجه غالب حاصل شده است که این رخدادها ناشی از تشخیص اشتباه، قضاوت غلط و یاسوء مدیریت در ارزیابی و مدیریت ریسک در سحط سازمان‌ها و جامعه اقتصادی بوده استکه در ساختار حاکمیت شرکت‌های بزرگ وجود داشته است و این موضوع به عنوان عامل اصلیو مرکزی این بحران در جامعه اقتصادی مطرح می‌باشد که عملاً به عنوان رویدادی مطرحاست که لرزه‌ای بزرگ بر اقتصاد شرکت‌های بزرگ و بین‌المللی وارد نمود و پس‌لرزه‌هایآن تا به حال که 5 سال از زمان آغاز بحران می‌گذرد همچنان ادامه دارد.

شورای گزارشگری مالی1 (FCR) در اواخر سال 2011 با بررسی واعلام نقش کلیدی هیأت مدیره شرکت‌ها به عنوان بهترین و اصلی‌ترین بازیگردان دراداره شرکت‌ها در فرآیند مدیریت ریسک این موضوع را به عنوان اصلی‌ترین نقش هیأتمدیره در ادامه شرکت‌ها مطرح نمود که این موضوع بر همین اساس به عنوان رهنمود شبکهحاکمیت شرکتی ریسک (ICGN)2 درسطح اداره نظارت بین‌المللی مطرح گردید که فرآیند نظارت بر ریسک در سازمان‌ها باهیأت مدیره آغاز می‌شود و او عملاً ناظر پیاده‌سازی مدیریت ریسک استراتژیک می‌باشدو پس از آن‌ها و مدیریت زمان موظف بر اجرایی نمودن آن‌ عملیات می‌باشد.

در این ارتباط نیز با مشاهده موارد مطروحهدر گزارش شورای گزارشگری مالی FRC نقش هیأتمدیره به عنوان نقش مرکزی و هسته اصلی سازمان در فرآیندهای تصمیم‌گیری تعریف شدهاست بطوریکه در این گزارش عناصر مختلف و مسئولیت‌های هیأت مدیره برای کنترل مواد ریسکو مواردی که مشمول ریسک هستند شامل موارد زیر مطرح گردیده است:

الف) رویکردفرهنگی به موضوع ریسک و خطر در سازمان

ب) شناساییریسک

ج) نظارت برحوزه و گستره ریسک خصوصاً ریسک‌های کلیدی

د) نظارت برفرآیندهای مدیریت و کاهش سطح ریسک با اعمال کنترل

هـ) حصولاطمینان از اینکه شرکت دارای سیستم‌های مؤثر در مدیریت بحران می‌باشد

بنابراین در این متن قصد داریم که برایتوسعه سطح دانش حرفه‌ای جامعه اهم موارد و موضوعات مدیریت ریسک و نقش هیأت مدیرهدر این فرآیند را تعریف نماییم. همانگونه که از مدل تعالی و سرآمدی سازمانی3(EFQM) مطرح شدهاست شرکت به منظور سرآمدی مستمر می‌بایست دارای سطح بالایی از آموزش مدیریت ریسکدر بخش عمومی در عرصه سازمان باشد. لذا برای انجام یک فعل ساده که این مدل تعریفمی‌نماید، می‌بایست به دنبال یک راهکار و سطح انعطاف‌پذیری در فرآیندهای اجراییسازمان باشیم تا در نتیجه شرکت قادر باشد فرآیندهای نظارت و ارزیابی عملکرد رابراساس یک روش نظام‌مند و ساختارمند انجام دهد. بر همین اساس با توجه به سودمندیاین مدل در عمل به سازمان اجازه می‌دهد که در بررسی نتایج و فرآیند ارزیابی براساسمدل رادار (RADAR)4 نقاطمختلف سازمان را که دارای عملکرد خوب یا بد می‌باشند را شناسایی نماید و با دسته‌بندیو اولویت‌بندی نقاط قابل بهبود جهت استقرار وضعیت بهینه در سطح سازمان پروژه‌هایبهبود را می‌توان شناسایی و جهت بررسی و اجرا اعلام نمود. لذا جهت بهبود مطابق بااین فرآیند هفت پرسش اساسی در حوزه مدیریت ریسک مطرح می‌باشد که شامل:

 

توانمندی‌ها:

1.رهبری- مدیرانارشد و معاونین و نقش آن‌ها در ترویج مدیریت ریسک چیست؟

2.آیا همه مجهزو توانمند در پشتیانی از مدیریت ریسک هستند؟

3.آیا یکاستراتژی روشن برای شناسایی و کنترل ریسک و خطر و یا سیاست‌های مربوط به خطر وجوددارد؟

4.آیا ترتیباتمؤثر درخصوص مدیریت ریسک با شرکا وجود دارد؟

5.      آیا فرآیندهای سازمان در ترکیب مدیریت ریسک مؤثر هستند؟

درمرحله ریسک نمودن:

6.      آیا خطرات به خوبی درخصوص دستیابی به اهداف بکار گرفتهشده‌اند؟

نتایج:

7.      آیا مدیریت ریسک در دستیابی به نتایج کمک نموده است؟

چگونه هیأت مدیره می‌تواند نقش کلیدیدر مدیریت ریسک در بخش عمومی را بازی کند؟

در سال‌های اخیر تمرکز زیادی بر ایجادفرآیندهای مدیریت ریسک در بخش دولتی صورت پذیرفته است. برخی از نمونه‌های اینموضوع را می‌توان در نهادهای بخش عمومی کشور ایرلند شمالی نسبت به فرآیندهای مدیریتریسک که به اجرا درآمده است مشاهده نمود. بطوریکه در کشور ایرلند شمالی، دفترحسابرسی (NIAO)5موارد و موضوعات بسیار مؤثری درخصوص مدیریت ریسک را تحت عنوان "تمرین‌هایعملی برای مدیریت ریسک" مطرح نموده است. با این حال علیرغم موارد مطروحهنسبت به نقش ویژه هیأت مدیره در ارزیابی و مدیریت ریسک سازمان سردرگمی و مشکلاتیمطرح می‌باشد. بنابراین جهت بررسی ابعاد و نقش ویژه هیأت مدیره در مدیریت ریسکسازمان‌ها لازم است مواردی بصورت کلی ولیکن اساسی نسبت به این موضوع را می‌بایستمطرح نمود.

نقش هیأت مدیره درخصوص مدیریت ریسک در سطحسازمان چیست؟

اساساً این موضوع به عنوان یک عاملاساسی که متأثر از سایر توابع دیگر است مطرح می‌باشد بطوریکه نقش هیأت مدیره درارتباط با مدیریت ریسک می‌بایست به صورت راهبردی مورد توجه و تمرکز ویژه‌ای قرارگیرد. همانگونه که در بخش بالا مطرح گردید مطابق با مجموعه منتشره دفتر حسابرسیایرلند شمالی (NIAO) نقش ومسئولیت هیأت مدیره در ارزیابی مدیریت ریسک عبارتست از:

 

نقش هیأت مدیره در مدیریت ریسک در عمل:

1.ایجاد و نظارتبر روش‌های مدیریت ریسک

2.تأییداستراتژی‌ها و سیاست‌های مدیریت ریسک

3.اطمینان‌بخشیاز طریق نظارت و مدیریت مناسب نسبت به خطرات قابل توجه پیش رو توسط مدیریت

4.بررسی و رفعچالش‌های مدیریت ریسک بطوریکه تا اطمینان حاصل شود که تمام خطرات و ریسک‌های کلیدیشناسایی شده‌اند

5.      از هر موضوعی که در آن ریسک‌ و خطر وجود دارد او آگاهاست

بدون شک راه‌های متعددی در مسیر رساندنهیأت مدیره به اهداف مد نظر با توجه به نقش و مسئولیت آن‌ها در رابطه با مدیریتریسک وجود دارد. و از طرفی دیگر وجود ریسک و خطر در فرآیندهای اجرایی مدیریت یکسازمان امری اجتناب‌ناپذیر است. بنابراین برای گریز و رفع مشکلات ناشی از ریسک‌هایموجود این فرآیند نه تنها به عنوان یک موضوع بلکه به عنوان یک فرآیند اجرایی هموارهدر دستور کار هیأت مدیره می‌‌باشد. با این حال مدیریت ریسک با هدف اطمینان‌بخشیبرای آحاد مردم صورت می‌پذیرد بطوریکه همه عناصر و اجزای سازمان در مسیر حرکت دربه حداقل رساندن ریسک و مواردی که سازمان را دچار خطر نماید قرار دارند و بالتبعبراساس آن سازمان مورد اعتماد عمومی از طرف جامعه و کلیه ذینفعان قرار خواهد گرفتو شاید این به عنوان بخشی از حوزه مسئولیت اجتماعی سازمان‌ها مطرح باشد.

بنابراین این موضوع موردی نیست کهسازمان به صورت ماهانه و یا دوره‌ای با آن برخورد داشته باشد بلکه این موارد می‌تواندبرای بسیاری از چالش‌هایی که مدیران ارشد و مدیران اجرایی سازمان‌های بزرگ را کهبا آن مواجه شوند مؤثر باشد و بصورت مستمر سازمان با آن عجین و همراه باشد.بنابراین در این بحث ما به دنبال توسعه دو مفهوم هستیم که اولاً آن مدیریت ارشد ورهبران سازمان بینش بیشتر و مناسب‌تری از سازمان و افراد شاغل در سازمان را داشتهباشند و دوماً فرآیندهای مدیریت ریسک را به صورت روزانه و منطبق با فعالیت‌هایعملیاتی و همراه با آن بصورت روزانه به ویژه در ارتباط با تصمیم‌گیری مرتبط باپذیرش ریسک‌ و تضمین و کنترل چارچوب‌های مربوطه مورد توجه و دنبال نماید.

ایجاد ریسک‌پذیری:

در ارتباط با بخش عمومی ریسک‌پذیری اینمفهوم به عنوان شناسایی مقدار کلی از خطرات در نظر گرفته می‌شود که براساس توافقهیأت مدیره محتملاً امکان بروز و یا تحمیل آن برای سازمان امکان‌پذیر است و مطابقبا این تعریف مرکزیت و اصل مورد توجه در این حوزه توجه به نقش و وظیفه هیأت مدیرهمطرح می‌باشد بطوریکه در این تعریف مجدداً نقش هیأت مدیره تقویت شده است. بنابراینبرای کنترل و مدیریت این موضوع در هر سازمان نیاز به تشکیل مرکزی تحت عنوان "سیستم مدیریتریسک" وجوددارد که در آن به هدف کمک به مدیریت ریسک در عرضه ریسک‌پذیری سازمان ایجاد می‌گرددو این ساختار به هدف ارائه سطح معقولی از تضمین‌دهی در رسیدن سازمان به اهداف خود است.ریسک‌پذیری از یک سازمان در مفاهیم دیگر و به صورت بسیار گسترده‌تر از مفاهیم کلیدریسک منشعب شده و بیان می‌دارد که:

الف) ریسکجامع: طیف گسترده‌ای از خطرات هستند که می‌توانند دارایتأثیرات مثبت یا منفی نسبت به توانایی سازمان در راه رسیدن به اهداف بلندمدت باشند.

ب) تحمل خطر:مرزهایی از خطر مربوط به خارج از سازمان که به سازمان تحمیل می‌شود و نشان‌دهندهسطحی از خطر است که سازمان برای پیگیری اهداف بلندمدت خود قادر به پذیرش و تحمل آننیست.

ج) ریسک‌پذیری:میزان خطری که یک سازمان مایل است یا به دنبال قبول آن برای رسیدن به اهدافبلندمدت خود می‌باشد با در نظر گرفتن- مسئله دوم- یعنی ریسک‌پذیری در زمینه بخشدولتی عنوان می‌شود که احتمالاً هیأت مدیره نسبت به برخی از ریسک‌ها، قدرت پذیرش ونسبت به برخی دیگر از پذیرش آن گریزان است. این موضوع از این مسئله ناشی می‌شود کهمیزان بازدهی یا منافع تحصیلی پذیرش ریسک تا چه میزان است. اطلاعات او تا چه حدقابل اعتماد، کامل و متناسب با موضوعات است. این موضوع به این مسئله تأکید دارد کهچگونه می‌توان ریسک‌ها را از طریق مدل‌های تضمینی در کنترل ریسک ارزیابی نمود.

چارچوب‌های تضمین:

هنگامی که سازمان در قبال خطراتاحتمالی در وضعیتی اجتناب‌ناپذیر قرار دارد این مسئله بسیار مهمی است که اقداماتویژه‌ای را در به حداقل رساندن امکان تحقق ریسک به عمل آورد. در غالب موارد اینفرض وجود دارد که کنترل در سطح سازمان وجود دارد و این کنترل‌ها عملیاتی می‌باشند.این در حالی است که این فرض بدون توجه به میزان اثربخشی و بدون توجه به اعتبارکنترل‌ها صورت پذیرفته است. بنابراین چارچوب تضمین بخشی به عنوان یک مکانیزم برایتأمین آسایش و افزایش سطح اطمینان‌بخشی به اعضاء هیأت مدیره و مدیریت ارشد و بهعنوان ابزار قدرت کنترل سازمان و به عنوان موضوعی جدید در مدیریت ریسک در عرصهسازمان تحت عنوان موضوعی تحول برانگیز در این فرآیند مطرح می‌باشد.

بنابراین به منظور ایجاد یک چارچوبتضمین و تبیین روند اجرایی آن در سطح سازمان در مرحله اول نیاز به بررسی کلیه ریسک‌هایشناسایی شده و مجموعه کنترل‌های بکار گرفته شده و مد نظر قرار داده شده جهت کاهشاحتمال ایجاد و یا بروز خطر هستیم که اجرای این فرآیند به عنوان تبیین ابزار کلیدیدر سطح سازمان مطرح می‌باشد. در ساده‌ترین شکل این موضوع می‌بایست چارچوب‌هایتضمین بخشی را برای هر ریسک شناسایی و برای هر کنترل اعمال کلیدی تحت عنوان کلیداثبات مستند بودن کنترل کامل و اثربخش بودن کنترل را تعریف نمود.

این فرآیند مستندسازی در اثبات موضوعممکن است از طریق گزارش ارائه شده از طرف یک مدیر ارشد سازمان، اظهار نظر مثبتاخیر حسابرسی داخلی و یا مجوز رسمی اخذ شده از یک واحد نظارتی و یا قانونی باشد.

همچنین توجه به روند اجرای این چنینروشی در شناسایی عناصر کنترلی وجود شکاف در فرآیندهای کنترل و مسیر تقویت آن راتضمین می‌نماید و یا اینکه این موضوع برای برنامه‌ریزی کار یا حسابرسی داخلی وسایر اقدامات دیگر از اطمینان‌بخشی مورد نیاز باشد.

نمونه‌ای مستند از اینکه چگونه چارچوبتضمین به هدف اطمینان‌بخشی بیشتر عمل می‌نماید عبارتست از:

ریسک

 شناسایی کنترل

مستندات

اقدامات اضافی مورد نیاز

کسب و کار قادر به انجام و ادامه فعالیت کاری خود است. این در حالی است که سیستم قادر نیست داده‌های مربوط را کنترل کند و یا تکنولوژی سیستم‌های اطلاعاتی در حال از دست دادن داده‌ها می‌باشد ولیکن فرآیندهای کسب و کار (تجارت) همچنان در حال فعالیت و انجام کار می‌باشند.

طرح و برنامه پیشنهادی می‌تواند از طریق امکانات فایل‌های پشتیبان فرآیند را تسهیل نماید.

تست کامل از طرح‌های احتمالی نوامبر 2012

گزارش ارائه شده به هیأت مدیره  جهت طرح مجدد در جلسه دسامبر 2012 به هیأت مدیره ارائه گردد.

تعدادی از فرم‌های توصیه در پیشنهادات که نیاز است در فرآیند مجدد در طرح تجدید نظر شده بکار گرفته شود شامل ارائه طرح‌های جدید برای تکمیل فوریه 2013 و برنامه‌ریزی مجدد در مارس 2013

 

چارچوب تضمین:

بکارگیری چارچوب تضمین موضوعی بسیار باارزش برای هیأت مدیره تلقی می‌گردد بطوریکه این فرآیند نتایج اختصاصی و ویژه‌ای رادر پایان هر جلسه برای هیأت مدیره به همراه خواهد داشت. اما توجه به این نکتهضرورت دارد که این چارچوب می‌باید همواره بروز نگه داشته شود و بصورت مستمر موردپایش قرار گیرد. از طرفی دیگر در صورت بروز یک خطر جدید برای هیأت مدیره، هیأتمدیره با اعلام آن اقدام به بررسی چارچوب تضمین برای خطر جدید خواهد نمود تا براین اساس تضمین بروز بودن چارچوب‌های تضمین سطح اطمینان‌بخشی و دانش سازمان بیشتر گردد.

سازمان‌های فعال در بخش دولتی به محیطپیچیده نیاز ندارند با این حال در نتیجه ارزیابی و کالیبراسیون‌های پیچیده این بخشدر حوزه مدیریت ریسک که در مقاله اخیر بانک مرکزی انگلستان (اواخر سال 2012 واوایل 2013) تحت عنوان "پیچیدگی‌های مالی" در فعالیت‌هایمدرن امروزی نحوه پاسخ به این موضوع و فرآیند نظارت بر آن به چاپ رسیده است بیانمی‌دارد که "امورمالی مدرن و پیچیده شاید امروزه بیش از هر زمان دیگر و هر موضوعی دارای پیچیدگیشده است، بر همین اساس مقررات مالی مدرن نیز پیچیده‌تر شده‌اند و تقریباً و بطورقطع بیش از حد پیچیده شده‌اند ... همانطور که مبارزه آتش با آتش امکان‌پذیر نیست،عملاً پیچیدگی نیز قادر به مبارزه با پیچیدگی نیست و از آنجائیکه پیچیدگی، عدمقطعیت به شمار می‌رود نه ایجاد خطر، لذا پاسخ نظارتی به این موضوع توجه به سادهسازی امور پیچیده است.

بطوریکه با توجه به مراتب فوق در سطحشرکت در پاسخ به این پرسش که ما چگونه می‌توانیم مدیریت ریسک را اداره و کنترلکنیم؟ عملاً پاسخ قابل ارائه به این موضوع را می‌توان در ساده سازی موضوعات بهعنوان روش مشابه عنوان نمود و این موضوع صرف نظر از پیچیدگی‌ها آشکار می‌باشد.

نتیجه‌گیری:

همانگونه که کالدول درخصوص تدوینچارچوبی برای نظارت هیأت ریسک سرمایه‌گذاری کانادا به عنوان انجمن حسابداران خبرهکانادا در سال 2012 اشاره نمود هیأت مدیره‌ها برای انجام فرآیند نظارت موفق ریسک‌هانیازمند دارا بودن 3 بخش متمایز در سطح سازمان می‌باشد:

الف) وجوداعتماد به نفش هیأت مدیره در مدیریت سازمان

ب) دسترسی بهاطلاعات مربوط و قابل اعتماد مانند چارچوب اشاره شده در مباحث قبلی

ج) توجه به عملکردمؤثر هیأت مدیره به صورت کلی

با توجه به مراتب فوق شاید تا حدودیامروز این موضوعی محرض باشد که عدم توجه کافی به نقش هیأت مدیره سازمان‌ها درشناسایی ارزیابی مدیریت ریسک با تدوین استراتژی مدیریت ریسک به عنوان چالش بزرگ وعاملی در ایجاد بحران مالی اخیر مطرح می‌باشد. بر همین اساس مجموعه گزارشات منتشرهتوسط نهادهای محقق در این حوزه نیز عملاً این موضوع را به اثبات رسانیده‌اند امادر حال آنچه می‌باید بصورت دقیق‌تر مورد توجه قرار گیرد به منظور اعمال کنترل ومدیریت ریسک پیش رو در سازمان‌ها توجه به ساده سازی فرآیندهای پیجیده می‌باشد کهاین امر اطمینان بخشی و اعمال کنترل‌های مربوط توسط حسابرسان و سایر ذینفعان راحسب مسئولیت‌های موجود برای سازمان‌ها دقیق‌تر و اجرایی‌تر می‌نماید.


 

پی‌نوشت:

1.FRC:Financial Reporting Council

2.ICGN:Corporate Governance Risk oversight Guidelines

3.EFQM:European Foundation For Quality Management

4.RADAR:Result, Approach, Deployment, Assessment, Refinement

5.NIAO:North Ireland Audit Office


 






گروه :

کلینیک مدیریت استراتژیک

برخی از برچسب های مرتبط

شاید لاغر نشوید ولی بمیرید

با این رژیم، شاید لاغر نشوید ولی بمیرید!

سنت شاد دیروز و حوادث تلخ امروز

سنت شاد دیروز و حوادث تلخ امروز

اگر دندانتان شکست آن را دور نیاندازید

اگر دندانتان شکست آن را دور نیاندازید!

چند رهنمود بهداشتی از حضرت رضا علیه السلام

چند رهنمود بهداشتی از حضرت رضا علیه السلام

کنترل از راه دور سمعک با تلفن همراه

کنترل از راه دور سمعک با تلفن همراه

کم‌خوابی عامل ابتلای نوجوانان چاق به امراض قلبی

کم‌خوابی عامل ابتلای نوجوانان چاق به امراض قلبی

درخواست رئیس کل سازمان نظام پزشکی از مقام معظم رهبری درباره فضاسازی‌های رسانه‌ای علیه پزشکان

درخواست رئیس کل سازمان نظام پزشکی از مقام معظم رهبری درباره فضاسازی‌های رسانه‌ای علیه پزشکان

از خرافات کوزه شکنی تا ملاقه زنی در چهارشنبه سوری خراسانی‌ها

از خرافات کوزه شکنی تا ملاقه زنی در چهارشنبه سوری خراسانی‌ها

نظرات :
نظر شما :

نام : *
 

ایمیل : *
   

شماره همراه : *
 

متن پیام : *
 



کد بالا را در کادر وارد نمایید :
اگه نمی تونی کد رو بخونی کلیک کن

تمامی حقوق قانونی این درگاه متعلق به گروه آقای مدیر می باشد

طراحی شده توسط طراحان پویا